به گفته بسیاری از کارشناسان، هدررفت فرصتها به قدری برای ایران در عرصههای مختلف اقتصادی، سیاسی و... در داخل و عرصه بینالملل تکرار شده که آینده اقتصادی را در هالهای از ابهام قرار داده است. به اعتقاد این صاحبنظران، ایران دارای منابع و ذخایر بسیار است و به همین دلیل بیتوجهی و اهمال نسبت به فرصتها طی سالیان طولانی کار را سخت کرده است. هم اکنون گنجانده شدن امکان خرید پوشک یا سیب زمینی در طرح کالابرگ دستاوردی برای مردم تلقی میشود که باعث سرگردانی و ناخرسندی عمومی در سطح خُرد و کلان خواهد شد.
تصمیمگیری بهنگام
به گزارش «آرمان ملی»، هدایتا... خادمی نماینده ادوار مجلس در این باره گفت: تجارب سالهای گذشته حاکی از این است که هزینه تصمیم نگرفتن یا دیر تصمیم گرفتن، گاه کمتر از تصمیمهای پرریسک نیست و اگر ایران بتواند در گام نخست، از تکرار بحرانهای پرهزینه جلوگیری کرده و ثبات نسبی ایجاد کند، سپس با نگاه واقعبینانه و حرفهای به مذاکرات و تعاملات خارجی وارد شود، امکان حفظ ظرفیتها و حتی بازیابی بخشی از فرصتهای از دسترفته همچنان وجود دارد، در غیر این صورت، ادامه روند گذشته میتواند فشارهای داخلی و خارجی را همزمان تشدید کند. او تاکید کرد: قطعاً از دست رفتن فرصتها و شکلگیری مشکلات اقتصادی و معیشتی یکی از پیامدهای مستقیم رویکردهای نادرست و استفاده نکردن صحیح از ظرفیتهای موجود بوده است. این روند، فشار قابلتوجهی بر زندگی روزمره مردم وارد کرده و باعث شده سیاستگذاران بهجای حل ریشهای مسائل، به راهکارهای حداقلی و جبرانی روی بیاورند؛ از جمله تعریف سیاستهای حمایتی محدود مانند یارانههای کالایی خاص که گاه بهجای ایجاد رفاه پایدار، بهعنوان یک موفقیت یا فرصت به مردم معرفی میشود، در حالی که نشاندهنده عمق مشکلات اقتصادی است.
از دست دادن فرصت
او اضافه کرد: از طرفی، این مسأله در عرصه سیاست خارجی نیز این کاهش ظرفیتها مشهود است. ایران برای رسیدن به تعامل یا توافق با برخی کشورها، ناچار شده به میانجیگری کشورهایی مانند قطر یا برخی همسایگان تکیه کند، در حالی که ایران در گذشته، خود در جایگاه یک قدرت محوری و تعیینکننده در منطقه قرار داشت و نیازی به چنین واسطههایی نداشت. تداوم از دست دادن فرصتها و انباشت محدودیتها، کشور را به نقطهای رسانده که امروز ناچار به پذیرش گزینههای محدودتر و پرهزینهتر شده است. خادمی توضیح داد: زمانی که فرصتها بهموقع استفاده نشوند، سیاستگذاری از حالت فعال به وضعیت تدافعی تغییر میکند. نتیجه این تغییر، هم در اقتصاد و معیشت مردم قابل مشاهده است و هم در کاهش وزن سیاسی کشور در منطقه. بازگشت به جایگاه مؤثر پیشین، نیازمند بازنگری جدی در شیوه تصمیمگیری، احیای دیپلماسی فعال و تمرکز بر راهحلهای پایدار بهجای مُسکنهای کوتاهمدت اقتصادی و سیاسی است.
فرسایش معیشت
این نماینده سابق مجلس ادامه داد: قطعاً شرایط دشوار اقتصادی کنونی، کاهش فرصتهای شغلی و افزایش مهاجرت نخبگان، مهندسان و متخصصان به نقطهای رسیده که دیگر نیازی به توضیح و حتی مطالبهگری ندارد؛ این واقعیتها آنقدر بدیهی و عیان شدهاند که انتظار میرود حاکمیت آنها را بهصورت شفاف و بیواسطه ببیند و برایشان راهکار مشخص ارائه دهد. در حقیقت، مسأله اصلی این است که در نتیجه رویکردهای نادرست و استفاده نکردن بهموقع از فرصتهای داخلی و بینالمللی، کشور به وضعیتی سوق داده شده که سیاستهای حداقلی معیشتی بهعنوان دستاورد معرفی میشوند. اینکه اختصاص یارانه برای خرید کالاهایی مانند پوشک، سیبزمینی یا پیاز بهعنوان برد اقتصادی یا سیاسی تلقی شود، بیش از آنکه نشانه موفقیت باشد، بیانگر عمق بحران در سیاستگذاری اقتصادی است؛ رویکردی که بهجای درمان ریشهای، تنها به مُسکنهای کوتاهمدت بسنده میکند.
ندیدن مطالبات عیان
او با اشاره به فرسایش تصمیمگیری در عرصه سیاسی گفت: در عرصه سیاست خارجی نیز نشانههای این فرسایش بهوضوح دیده میشود. امروز برای تأمین منافع ملی یا رسیدن به حداقل تعاملات بینالمللی، ناچار به استفاده از میانجیگری کشورهایی مانند عمان یا قطر هستیم؛ کشورهایی که هرچند روابط مثبتی با ایران دارند، اما واقعیت این است که ایران در گذشته، خود در جایگاه یک قدرت بزرگ و سرآمد منطقهای قرار داشت و نیازی به چنین واسطههایی نداشت. خادمی ادامه داد: تداوم از دست دادن فرصتها، کشور را به نقطهای رسانده که بهجای انتخاب از میان گزینههای متنوع، ناچار به پذیرش شرایط محدودتر و پرهزینهتر شده است؛ شرایطی که هم در معیشت مردم بازتاب دارد و هم در کاهش وزن و ابتکار عمل ایران در معادلات منطقهای و بینالمللی قابل مشاهده است. در حقیقت چیزی که، امروز بهعنوان بحران معیشت، مهاجرت نخبگان و کاهش جایگاه منطقهای دیده میشود، نتیجه یک روند تدریجی است که شامل دیر دیدن فرصتها، دیر تصمیم گرفتن و قانع شدن به حداقلهاست. وی تاکید کرد: بازگشت به جایگاه پیشین، نه با افتخار به سیاستهای جبرانی محدود، بلکه با بازنگری جدی در دیپلماسی، اقتصاد و شیوه حکمرانی ممکن است، چراکه ایران با ظرفیتی که در منابع انسانی، ژئوپلیتیک و توان ملی دارد، میتواند دوباره سرآمد باشد؛ به شرط آنکه هدف، مدیریت بحران نباشد، بلکه ساخت آیندهای پایدار و شایسته مردم قرار گیرد.
عامل اصلی عقبماندگی
او درباره دلیل اصلی بازماندن ایران از رشد وتوسعه گفت: واقعیت این است که مسأله نه کمبود منابع، بلکه نقص در مدیریت، حکمرانی اقتصادی و استفاده نکردن از فرصتهاست. ایران از نظر ذخایر انرژی، نیروی انسانی متخصص و ظرفیتهای منطقهای، کشوری «فقیر» نیست؛ بلکه کشوری است که نتوانسته این ظرفیتها را به رفاه پایدار و امنیت اقتصادی برای مردم تبدیل کند. وقتی سرمایهگذاری داخلی و خارجی کاهش مییابد، زیرساختها فرسوده میشوند، تصمیمها دیر و محافظهکارانه گرفته میشوند و تعامل سازنده با اقتصاد جهانی محدود میماند، نتیجه طبیعی آن همین تناقضهاست که با وجود وفور منابع، شاهد کمبود در زندگی روزمره مردم هستیم و قطعاً در چنین شرایطی، سیاستهای حمایتی مانند یارانههای کالایی محدود شاید در کوتاهمدت بخشی از فشار معیشتی را کاهش دهد، اما اگر بهعنوان موفقیت معرفی شود، نشاندهنده پایین آمدن سطح انتظارات در سیاستگذاری است. اینها نشانه درمان ریشهای نیست، بلکه مُسکنهایی موقت هستند که نمیتوانند جایگزین رشد اقتصادی، اشتغال پایدار و امید به آینده شوند. این کارشناس اضافه کرد: قطعاً با مدیریت کارآمدتر، شفافیت در تصمیمگیری و بهرهگیری هوشمندانه از فرصتهای داخلی و بینالمللی، بخش بزرگی از این مشکلات اساساً قابل پیشگیری بود و همچنان هم قابل اصلاح است. ایران، همانطور که خودتان هم بهدرستی اشاره میکنید، از نظر منابع و توان انسانی ظرفیت سرآمد بودن در منطقه را دارد؛ اما رسیدن به این جایگاه، نیازمند عبور از رویکردهای کوتاهمدت و حرکت به سمت حکمرانی مبتنی بر عقلانیت اقتصادی، دیپلماسی فعال و اعتماد به سرمایه انسانی کشور است.
مدیریت ظرفیتها
این نماینده سابق با تاکید بر اینکه مشکل ایران کمبود نیست، بلکه نحوه مدیریت وفور است گفت: اگر این واقعیت صادقانه پذیرفته شود، هنوز میتوان مسیر را اصلاح کرد؛ اما اگر به حداقلها دل خوش شود، شکاف میان ظرفیتهای کشور و واقعیت زندگی مردم عمیقتر خواهد شد. آنچه امروز برای بسیاری از مردم «غریب» و حتی آزاردهنده به نظر میرسد، این است که در شرایطی با این سطح از بحرانهای اقتصادی و معیشتی، بهجای بهکارگیری نیروهای واقعاً کارآمد در مجلس و دولت، احساس میشود برخی مدیران و مسئولان صرفاً در حال گذراندن دوره مسئولیت خود هستند؛ بدون اینکه از تمام ظرفیت فکری، اجرایی و تخصصیشان برای بهبود شرایط و تأمین منافع ملی استفاده کنند. این کارشناس افزود: این نوع نگاهِ حداقلی به مسئولیت، معمولاً در فضایی شکل میگیرد که بلاتکلیفی، نبود افق روشن و ترس از هزینه دادن برای تصمیمهای بزرگ بر سیستم حاکم میشود. در چنین شرایطی، بخشی از تصمیمگیران بهجای سیاستگذاری فعال و شجاعانه، ترجیح میدهند ضع موجود را حفظ کنند، حتی اگر این وضع موجود به زیان مردم و آینده کشور تمام شود، اما اگر این معادله تغییر کند و انتخاب و بهکارگیری نیروهای توانمند، متخصص و مسئولیتپذیرچه در مجلس و چه در دولت در اولویت قرار بگیرد، تأثیر آن میتواند تعیینکننده در سرنوشت آینده کشور باشد.